محمد مفيد مستوفى بافقى

14

جامع مفيدى ( فارسى )

واشق عبادات باشد بتبيين اين بيان صورت حال خير مآل آن سلطان سپهر كرامت و ماه آسمان ولايت تواند بود كه در آستانهء عليهء عرش درجه شاه اوليا احرام طواف بيت اللّه بر ميان جان بسته قدم مبارك در باديه و راه نهاد . و چون بحوالى بلاد مصر رسيد و رود نيل به نظر انورش درآمد عزيمت آن فرمود كه در سرچشمهء نيل غوطه خورند و غواصانه در طلب گوهر مقصود شناورى نمايند . لاجرم متوجه گرديده بمعموره برسيد ، و مجاوران آن موضع را دلتنگ و پريشان‌احوال يافت . سبب پرسيد . بعرض رسانيدند كه در حوالى ما بيشه‌ايست و در آن بيشه شيران مردم ربا جاى گرفته‌اند و مدتى است كه صيادانه مدار طعمهء خود را بر اهل اين ديار نهاده هرچند روز متفق بگرد شهر آمده و چند نفر را صيد كرده ببيشهء خود ميروند حضرت ولايت رتبت چون بر اين حال وقوف يافت به زبان ولايت ترجمان فرمود كه : بعد از اين دست تعدى شيران [ 11 الف ] از گريبان اهالى اين ديار كوتاه خواهد بود و آن جماعت را وداع كرده روبراه آورد . و چون بحوالى بيشهء شيران رسيد شيرانى ديد كه اسد در آسمان از هيبتشان گام نتوانستى نهاد و ثور در كنار بام سپهر از نهيب پنجهء ايشان دم نيارستى زد . از روى غضب بجانبان نظر انداخت . همگى مانند گربه خود را برپاى آن حضرت انداخته سر بپيش افكندند . آن حضرت شيران را نوازش نموده فرمودند كه بعد از اين از شما ميبايد ستمى و ظلمى بر آدميانى كه در حوالى شمااند نرسد . شيران تابع فرمان آن صف‌آراى ميدان كرامت شده پس از آن متعرض احوال مجاوران آن حوالى نشدند . شعر : نه هرآدمىزاده از دد به است * دد از آدمى زادهء بد به است اهالى اين ديار از محنت آن بليه خلاصى يافته خانقاهى باسم آن‌جناب ساختند ، و از آن‌زمان تا حال هركه به منزل ايشان ميرسد و نام سيد نعمت اللّه بر زبان ميگذراند او را تعظيمات كرده رعايتها ميكنند . چون آن حضرت از آن بيشه گذشته بعد از چند روز بميان جمعى مردم